تاریخ انتشار : دوشنبه 22 تیر 1405 - 23:50
کد خبر : 32632

در حاشیه تعاملات رسانه‌ای صنعت پتروشیمی؛

رفتار حرفه‌ای دکتر جمشیدی؛ درس مدیریتی که در هیاهوی خبرهای انرژی گم شد

رفتار حرفه‌ای دکتر جمشیدی؛ درس مدیریتی که در هیاهوی خبرهای انرژی گم شد

«واکنش حرفه‌ای دکتر جمشیدی، مدیرعامل پتروشیمی نوری، به ابهام‌های مطرح‌شده درباره تأمین خوراک پایین‌دستی، به الگویی تازه از مسئولیت‌پذیری صنفی و تعامل مستقیم با رسانه‌ها در صنعت پتروشیمی تبدیل شد.»

در روزهای گذشته، انتشار انتقادی صریح در فضای رسانه‌ای درباره چالش‌های تأمین خوراک پایین‌دستی در یکی از شرکت‌های پتروشیمی، بحث‌های فراوانی را در خصوص زنجیره ارزش این صنعت ایجاد کرد. این پرسش مطرح بود که چرا صنایع پایین‌دستی باید هزینه برخی ناهماهنگی‌ها یا توقف‌های ناگهانی تولید را بپردازند؟

اما در حاشیه این نقد رسانه‌ای، اتفاقی افتاد که نشان از یک الگوی رفتاری متفاوت و کلاس جدیدی از مدیریت ارتباطات در صنعت پتروشیمی داشت. در شرایطی که مخاطبِ مستقیم این سوال مجموعه‌ای دیگر بود و بر اساس روال سنتی انتظار می‌رفت سایر مدیران حاضر در گروه‌های نخبگانی و رسانه‌ای سکوت کنند، دکتر جمشیدی، مدیرعامل پتروشیمی نوری، با رویکردی حرفه‌ای و مسئولانه وارد میدان تعامل شد.

او با اختصاص وقت و ارائه پاسخی کارشناسی، مستدل و اقناع‌کننده، به ابهامات مطرح‌شده پاسخ داد و نشان داد که «مسئولیت‌پذیری صنفی» فراتر از مرزهای یک شرکت یا مجتمع تولیدی است. این اقدام هوشمندانه در تعامل بی‌واسطه با رسانه‌ها، آن هم در شرایطی که دسترسی به مدیران ارشد معمولاً به دلیل مشغله‌های کاری دشوار است، بازخورد بسیار مثبتی به همراه داشت و تمجید اهالی رسانه را برانگیخت.

نبوغ فکری و رشد مدیریتی دقیقاً در همین نقطه نمایان می‌شود؛ جایی که یک مدیر ارشد درک می‌کند اعتبار کل زنجیره پتروشیمی به هم پیوسته است. اقدام مدیرعامل پتروشیمی نوری می‌تواند پایه‌گذار سنتی حسنه در عرصه ارتباطات صنعت باشد؛ الگویی که در آن به‌جای سکوت یا عبور بی‌تفاوت، پاسخ‌گویی و گفتگو مبنای تعاملات رسانه‌ای قرار می‌گیرد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 1
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

دکتر حامد کرمانیون پنجشنبه , 15 مرداد 1405 - 21:22

*وقتی مدیر هر روز نگران ماندن است، چگونه به توسعه فکر کند؟*

*مدیران درگیر چه حاشیه‌هایی هستند؟*

یک مدیر چگونه می‌تواند برای توسعه برنامه‌ریزی کند، بهره‌وری را افزایش دهد و عملکرد شرکت را ارتقا بخشد، وقتی هر چند وقت یک‌بار شایعه برکناری خود را می‌شنود؟

در چنین شرایطی، بخش مهمی از انرژی او صرف حفظ جایگاهش می‌شود. به‌جای تمرکز بر تولید، سرمایه‌گذاری و اجرای طرح‌های توسعه‌ای، ناچار است به دنبال ایجاد پشتوانه سیاسی و اداری باشد؛ با نمایندگان مجلس، مدیران دولتی یا افراد بانفوذ ارتباط برقرار کند تا در روز مبادا از او حمایت کنند.

مدیر هم‌زمان در چندین جبهه درگیر است؛ از نهاد ریاست‌جمهوری و وزارتخانه گرفته تا استانداری، فرمانداری، شهرداری، شورای شهر، سازمان حفاظت محیط‌زیست، منابع طبیعی، شرکت‌های برق، گاز، آب و فاضلاب و ده‌ها نهاد دیگر.

به این فهرست، گمرک، سازمان تأمین اجتماعی، نظام بانکی، سیاست‌های ارزی، تحریم‌ها، جنگ و بخشنامه‌های خلق‌الساعه را نیز اضافه کنید.

از سوی دیگر، در بسیاری از بنگاه‌های دولتی و شبه‌دولتی، مدیرعامل ناچار است بخش قابل‌توجهی از زمان و انرژی خود را صرف مدیریت اختلافات و کشمکش‌های درون‌سازمانی، به‌ویژه با اعضای هیئت‌مدیره، کند.

اختلاف بر سر اختیارات، انتصابات، قراردادها، بودجه و جهت‌گیری‌های شرکت، گاه آن‌قدر پررنگ می‌شود که به جای تمرکز بر تولید و توسعه، مدیرعامل و هیئت‌مدیره درگیر رقابت‌های فرسایشی و منازعات داخلی می‌شوند.

نتیجه چنین وضعیتی، اتلاف زمان، کند شدن فرآیند تصمیم‌گیری و از دست رفتن فرصت‌های توسعه است.

در چنین فضایی، مدیر چگونه می‌تواند با تمرکز کافی به تأمین مواد اولیه، پایداری تولید، توسعه بازار، افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها، جذب سرمایه‌گذاری و اجرای پروژه‌های توسعه‌ای بیندیشد؟

مدیری که هر روز نگران آینده شغلی خود است، ناگزیر افق تصمیم‌گیری‌اش کوتاه‌تر می‌شود و به جای ساختن آینده بنگاه، به مدیریت روزمرگی‌ها روی می‌آورد.

نااطمینانی مدیریتی تنها مدیرعامل را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد؛ به بدنه سازمان نیز سرایت می‌کند. وقتی کارکنان احساس کنند مدیر از پشتوانه کافی برخوردار نیست، اقتدار مدیریتی او تضعیف می‌شود، تصمیم‌گیری‌ها با تردید همراه می‌شود و سازمان به‌تدریج در انتظار مدیر بعدی قرار می‌گیرد.

در چنین فضایی، انگیزه، انسجام و کارایی سازمان آسیب می‌بیند و اجرای برنامه‌های بلندمدت با وقفه مواجه می‌شود.

پرسش اساسی این است: آیا بهتر نیست ملاک ماندن یا رفتن یک مدیر در بنگاه‌های معدنی و صنعتی، شاخص‌های قابل اندازه‌گیری مانند سودآوری، بهره‌وری، رشد تولید، اجرای طرح‌های توسعه‌ای، افزایش صادرات، جذب سرمایه‌گذاری، نوآوری و خلق ارزش باشد، نه میزان ارتباطات یا حضور او در محافل سیاسی و اداری؟

اگر مدیری فرصت پاسخ فوری به پیامک یک مقام مسئول را ندارد یا اهل شبکه‌سازی و خوش‌وبش‌های خارج از محیط کار نیست، آیا این باید دلیلی برای کنار گذاشتن او باشد؟

آیا مدیری که زمان خود را صرف حل مسائل کارخانه، تأمین مواد اولیه، توسعه بازار و اجرای پروژه‌های سرمایه‌گذاری می‌کند، باید در رقابت با مدیری قرار گیرد که بخش عمده‌ای از وقت خود را صرف لابی و حفظ جایگاهش کرده است؟

در مقابل، میدان برای مدیرانی باز می‌شود که بیش از آنکه دغدغه تولید و توسعه داشته باشند، در حفظ جایگاه خود مهارت دارند.

البته ثبات مدیریتی به معنای مصونیت از ارزیابی نیست. هیچ مدیری نباید صرفاً به دلیل ماندن در سمت خود مورد حمایت قرار گیرد.

بهتر است مدیران با شاخص‌های شفاف و قابل سنجش ارزیابی شوند؛ اگر از اهداف تولید، بهره‌وری، سودآوری، توسعه، سرمایه‌گذاری و خلق ارزش عقب ماندند، تغییر آنها امری طبیعی و ضروری است.

خوب است تغییر بر مبنای عملکرد باشد، نه بر اساس شایعات، فشارهای سیاسی، رقابت‌های جناحی یا لابی‌های پشت‌پرده.

اقتصاد ایران به‌ویژه بخش معدن و صنایع معدنی بیش از هر زمان دیگری به مدیرانی نیاز دارد که امنیت تصمیم‌گیری داشته باشند، نه امنیت سیاسی.

مدیری که مطمئن باشد ملاک قضاوت درباره او عملکرد است، با جسارت بیشتری تصمیم می‌گیرد، سرمایه‌گذاری می‌کند، ریسک‌های حساب‌شده می‌پذیرد و برای آینده برنامه ریزی می‌کند.

توییت ها

آنلاین
میز انرژی
در کانال بله عضو شوید
شروع گفتگو در بله