یادداشتی به قلم محسن بیگلربیگی
گره کور ساماندهی نیروهای شرکتی

محسن بیگلربیگی در این یادداشت با بررسی روند ساماندهی نیروهای شرکتی، تأکید میکند که حذف شرکتهای واسطه تأمین نیروی انسانی یکی از مهمترین گامها برای تحقق عدالت اداری، کاهش هزینههای سربار و افزایش بهرهوری در بنگاههای اقتصادی است. او معتقد است اجرای این سیاست باید بهصورت تدریجی و از صنایع و هلدینگهای بزرگ آغاز شود تا زمینه قرارداد مستقیم با کارکنان، شفافیت بیشتر و اصلاح ساختارهای ناکارآمد فراهم شود.
وقت پایان واسطهها؛ راهکارهای اجرایی برای ساماندهی نیروهای شرکتی
یادداشت: محسن بیگلربیگی
دستور رئیسجمهور برای ساماندهی نیروهای شرکتی و حذف شرکتهای واسطه تأمین نیروی انسانی، یکی از امیدبخشترین تصمیمات دولت در حوزه سرمایه انسانی بود؛ تصمیمی که میتواند به سالها مطالبه انباشته صدها هزار نیروی متخصص و زحمتکش پایان دهد و گامی مهم در جهت عدالت اداری و افزایش بهرهوری باشد. با این حال، ماهها پس از ابلاغ این سیاست، هنوز بخش عمدهای از نیروهای شرکتی در انتظار تحقق وعدهای هستند که بارها از سوی دولت، مجلس و سازمان اداری و استخدامی بر آن تأکید شده است.
بیتردید بخشی از این تأخیر به ملاحظات قانونی، محدودیتهای بودجهای و پیچیدگیهای اجرایی بازمیگردد؛ اما واقعیت آن است که کشور نمیتواند تا زمان حل کامل همه چالشها، اجرای این سیاست را به تعویق بیندازد.
مشکل اصلی آنجاست که در بسیاری از دستگاهها و بنگاههای اقتصادی، شرکتهای واسطه یا همان شرکتهای «ارکان ثالث»، عملاً ارزش افزودهای برای مجموعه ایجاد نمیکنند. این شرکتها نه سرمایهگذاری انجام میدهند، نه ریسکی را متحمل میشوند و نه نقشی در ارتقای بهرهوری دارند. در مقابل، بخشی از منابع مالی سازمان را بهعنوان هزینههای سربار جذب کرده و فاصلهای غیرضروری میان کارفرما و نیروی انسانی ایجاد میکنند.
در صنایع بزرگ کشور از جمله پتروشیمی، فولاد، معادن، پالایشگاهها و شرکتهای اقتصادی وابسته به نهادهای عمومی، بخش قابلتوجهی از هزینههای منابع انسانی صرف قراردادهای واسطهای میشود؛ در حالی که کارکنان، عملاً تحت مدیریت مستقیم همان مجموعه فعالیت میکنند. به نظر میرسد برای خروج از بنبست فعلی، باید مسیر اجرا از بنگاههای اقتصادی آغاز شود؛ جایی که بار مالی آن بر بودجه عمومی دولت تحمیل نمیشود و مدیران از انعطاف بیشتری برای تصمیمگیری برخوردارند.
نخستین گام میتواند حذف تدریجی شرکتهای واسطه در هلدینگهای بزرگ اقتصادی و انعقاد قرارداد مستقیم با کارکنانی باشد که سالها در همان مجموعه خدمت کردهاند. این اقدام نهتنها هزینههای پنهان را کاهش میدهد، بلکه موجب افزایش تعلق سازمانی، رضایت شغلی و بهرهوری خواهد شد. گام دوم، برگزاری آزمونهای استخدامی شفاف و فراگیر برای ایجاد فرصت برابر است. در این فرآیند میتوان برای افرادی که سالها در همان مجموعه سابقه فعالیت مؤثر داشتهاند، ضریب یا امتیاز ویژهای در نظر گرفت تا ضمن رعایت عدالت استخدامی، تجربه و دانش انباشته آنان نیز حفظ شود.
در کنار این دو اقدام، چند راهکار مکمل نیز قابل اجراست:
– ایجاد بانک اطلاعاتی ملی نیروهای شرکتی و پیمانکاری: برای شفافسازی وضعیت اشتغال و جلوگیری از رانت و تبعیض.
– حذف شرکتهای واسطه در مشاغل مستمر و دائمی: محدود کردن فعالیت پیمانکاران صرفاً به پروژههای موقت و تخصصی.
– طراحی نظام رتبهبندی کارکنان: تمرکز بر عملکرد، مهارت و سابقه بهجای نوع قرارداد.
– الزام به انتشار گزارش سالانه: شفافسازی نسبت نیروهای رسمی، قراردادی و پیمانکاری توسط بنگاههای اقتصادی.
– اجرای مرحلهای طرح: اولویتبندی نیروهای باسابقه، متخصص و شاغل در مشاغل حساس.
– تشکیل کارگروه مشترک: تدوین نقشه راه نهایی با حضور دولت، مجلس، بخش خصوصی و تشکلهای کارگری.
امروز مسئله ساماندهی نیروهای شرکتی تنها یک مطالبه صنفی نیست، بلکه آزمونی برای سنجش توانایی نظام اداری کشور در اصلاح ساختارهای ناکارآمد است. اگر قرار است دستور رئیسجمهور به نتیجه برسد، باید از انتظار برای راهحلهای کامل و یکباره عبور کنیم و با اجرای تدریجی، هدفمند و واقعبینانه، مسیر اصلاح را آغاز نماییم. شاید بهترین نقطه شروع، همانجایی باشد که کمترین مانع قانونی و مالی وجود دارد؛ یعنی بنگاههای اقتصادی بزرگ کشور که میتوانند پیشگام تحقق این مطالبه ملی باشند.
اینک وقت پایان واسطههاست.
برچسب ها :محسن بیگلربیگی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 16 در انتظار بررسی : 16 انتشار یافته : 0