یادداشتی به قلم محمد حیدری
ایران در مسیر عبور هوشمندانه از بحران انرژی

به گفته یک کارشناس انرژی، ایران با دارا بودن منابع غنی نفت و گاز و موقعیت ژئوپلیتیکی، با دارا بودن تابآوری مناسب، به راحتی میتواند از بحران انرژی جهان عبور کند.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ محمد حیدری، کارشناس حوزه انرژی، راههای گذر از ناترازی انرژی کشور و حرکت به سمت استفاده از انرژی خورشیدی، تنوع سبد انرژی را تشریح کرد.
از چالش ناترازی تا فرصت تابآوری
ایران کشوری که دومین ذخایر گازی جهان را با حدود ۳۴ تریلیون مترمکعب در اختیار دارد، زمستان امسال را با ناترازی روزانه بیش از ۴۰۰ میلیون مترمکعب پشت سر میگذارد.
این تناقض تلخ دیگر قابل پنهان کردن نیست. جنگ اخیر و آسیب به زیرساختهای انرژی، پرده آخر سیاستهای تسکینی چند دهه گذشته را کنار زد.
بر این باورم که همین شوک میتواند نقطه عطفی تاریخی برای باز تعریف نظام انرژی کشور باشد.
پارادوکسی به نام انرژی در ایران
بگذارید از جایی آغاز کنم که همه میدانند، اما کمتر به صراحت درباره آن سخن گفته میشود.
ایران با دارابودن حدود ۳۴ تریلیون مترمکعب ذخایر اثباتشده، پس از روسیه دومین دارنده ذخایر گازی جهان است؛ ذخایری که ۳۰ درصد بیشتر از قطر و پنج برابر بیشتر از آمریکاست.
با این حال، بیش از ۷۰ درصد سبد انرژی کشور به همین گاز وابسته است و در روزهای سرد زمستان، نیاز کشور از یک میلیارد و ۱۵۰ میلیون مترمکعب فراتر میرود، حال آنکه ظرفیت تأمین داخلی حداکثر ۸۵۰ میلیون مترمکعب است.
چرا اینجاییم؟ پاسخ صادقانه این است: نه به دلیل کمبود منابع، بلکه به سبب سالها محاصره اقتصادی که مانع از ورود فناوری و سرمایهگذاری به صنعت انرژی شد و در کنار آن، ضعف در بهینهسازی مصرف داخلی. این دو عامل، دست در دست هم، ما را به این نقطه رساندند.
تحریم؛ موانعی که پشت هر ناترازی ایستادهاند

برای درک درست بحران انرژی باید یک واقعیت را صریح گفت: بخش مهمی از ناترازی امروز، میوه تلخ تحریمهای چند دهه گذشته است.
تحریمها باعث شد، شرکتهای بزرگ نفت و گاز جهان از ایران خارج شوند. در نتیجه، توسعه میدان پارس جنوبی بزرگترین میدان گازی جهان که ۶۰ درصد تولید گاز ایران را تأمین میکند با سرعتی بسیار کمتر از برنامهریزیهای قبل پیش رفت.
فناوریهای روز، بهویژه در حوزه گاز طبیعی مایع (LNG)، از دسترس کشور خارج شد و میلیاردها دلار سرمایهگذاری که میتوانست ظرفیت تولید را ارتقا دهد، هرگز محقق نشد.
با این همه، متخصصان و مهندسان ایرانی در همین شرایط دشوار، پارس جنوبی را به اوج تولید خود رساندند؛ دستاوردی که بیتردید در تاریخ صنعت نفت و گاز کشور ماندگار خواهد بود.
این توان درونی، همان سرمایهای است که باید امروز در خدمت حل بحران ناترازی قرار گیرد.
جنگ، آینهای که دروغ نمیگوید
جنگ تحمیلی اخیر و حمله به پالایشگاههای گازی که به کاهش بیش از ۲۰۰ میلیون مترمکعبی در تولید روزانه گاز انجامید، یک واقعیت را آشکار کرد: ناترازی دیگر صرفاً یک معضل فنیاقتصادی نیست؛ به یک مسئله امنیت ملی تبدیل شده است.
دشمن با هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی میخواهد از ناترازی بهعنوان اهرم فشار بر مردم و نظام بهره برد. پاسخ ما به این تهدید نباید تنها نظامی باشد؛ باید اقتصادی، مدیریتی و ملی نیز باشد.
باید نشان دهیم که حتی در سختترین شرایط، چرخ زندگی مردم میچرخد. آنگاه که دود بحران به چشم همه میرود، جایی برای کوتاهمدتاندیشی باقی نمیماند.
ریشههای داخلی که باید شناخت، نه پنهان کرد
در کنار فشار تحریم، باید صادقانه از عوامل داخلی نیز سخن گفت؛ چراکه تشخیص درست مشکل، نیمی از راهحل است.
نخست: الگوی مصرفی که بهینهسازی نشد
در سال ۱۴۰۳، سهم بخش خانگی از مصرف گاز در ماههای اوج سرما به ۴۶ درصد رسید؛ رقمی غیرمعمول در مقایسه با میانگین جهانی.
این نه تقصیر مردم، بلکه نتیجه سالها غفلت از فرهنگسازی و نبود ابزارهای لازم برای صرفهجویی است.
دوم: فرسودگی تجهیزات و زیرساختها. میلیونها خانوار هنوز از بخاریهای غیراستاندارد و کولرهای قدیمی استفاده میکنند؛ نه از سر انتخاب، بلکه به دلیل کاهش قدرت خرید و نبود حمایت دولتی برای نوسازی است.
سوم: هزینههای سنگین بیتدبیری. ناترازی گاز سالانه حدود ۱۱ میلیارد دلار عدمالنفع از محل مصرف اجباری مازوت و گازوئیل به بار میآورد و زیانی معادل ۳ میلیارد دلار به صنایع فولاد و پتروشیمی وارد میکند. اگر این منابع صرف اصلاح ساختار مصرف میشد، بحران امروز شکل نمیگرفت.
تابآوری؛ پاسخ ملی به تهدید دشمن
تابآوری را با تسلیم اشتباه نگیرید. در شرایط جنگی و تحریمی، تابآوری یعنی هوشمندی ملی برای عبور از تنگناها؛ یعنی تبدیل فشار به فرصت.
تابآوری از دولت آغاز میشود. دولت باید پیش از هر چیز، اقتدار خود را با عمل نشان دهد: کاهش دمای موتورخانههای ادارات، بهرهگیری از انرژی خورشیدی در ساختمانهای دولتی و نوسازی ناوگان حملونقل عمومی.
اما مهمتر از همه، باید «قرارگاه ملی تابآوری انرژی» با اختیارات اجرایی واقعی تشکیل شود؛ قرارگاهی که وزارتخانههای نفت، نیرو، راه و شهرسازی و صمت را پای یک میز هماهنگی بنشاند نه در جلسات تشریفاتی، بلکه با مسئولیت اجرایی مشخص و بازه زمانی معین باشد.
تابآوری نیازمند مشارکت هوشمندانه مردم
نیز هست. مردم ایران در تمام بحرانهای تاریخی این سرزمین از جنگ تحمیلی تا تحریمهای سنگین همراه نظام بودهاند، اما این همراهی نیازمند همدلی متقابل است. نمیتوان از خانوادهای که کولر گازی بیستساله و بخاری غیراستاندارد دارد انتظار داشت، بدون حمایت، مصرف را کاهش دهد.
دولت باید با ابزارهایی چون «گواهی صرفهجویی» قابل فروش در بازار و تسهیلات قرضالحسنه برای نوسازی وسایل پرمصرف، انگیزه و توان لازم را فراهم کند.
اگر به خانوادهای تسهیلات بدون بهره برای خرید کولر اینورتر بدهیم، مصرف برق تا ۵۰ درصد کاهش مییابد، قبوض پایین میآید و مردم سهیم میشوند، نه قربانی. این یک تعامل بردـبرد واقعی است.
بیشتر بخوانید:
چرا ایران موفق خواهد شد؟
سه دلیل محکم دارم که به عبور موفق از این بحران ایمان دارم:
یک. ثروت طبیعی در انتظار بهرهبرداری هوشمند. ایران با حدود ۳۴ تریلیون مترمکعب ذخایر گازی، دومین قدرت گازی جهان است.
افزون بر این، با متوسط ۲۸۰ تا ۳۰۰ روز آفتابی در سال، در زمره برترین کشورهای جهان برای سرمایهگذاری در انرژی خورشیدی قرار دارد؛ بهگونهای که در استانهایی چون یزد، کرمان، فارس و سیستان، تولید برق سالانه به ازای هر کیلووات ظرفیت نصبشده به ۱۸۰۰ تا ۲۳۰۰ کیلوواتساعت میرسد، رقمی که در اغلب کشورهای جهان دستنیافتنی است.
این ثروت، اگر به درستی بهرهبرداری شود، میتواند معادله انرژی کشور را در کمتر از یک دهه دگرگون کند.
دو. توان درونی اثباتشده. از مدیریت قطعی برق و سوخت در دهه شصت تا مقاومت در برابر تحریمهای نفتی و مالی در دهه نود، ایران بارها نشان داده که در سختترین شرایط توان نوآوری دارد.
متخصصان و مهندسان ایرانی پارس جنوبی را در اوج تحریم به اوج تولید رساندند. این دانش ضمنی و این توان انسانی، بزرگترین سرمایه ملی ماست که هیچ تحریم و هیچ جنگی نمیتواند آن را از ما بگیرد.
سه. آمادگی مردم برای تغییر. سالها مصرف ارزان انرژی، عادتی نادرست پدید آورده بود. اما امروز مردم، با تجربه مستقیم قطعیهای مکرر و فشار جنگ، به این باور رسیدهاند که تغییر ضروری است.
این آمادگی اجتماعی، بهترین فرصت تاریخی برای اصلاح ساختاری است به شرط آنکه دولت با مردم صادق باشد، بار تغییر را منصفانه توزیع کند و همراهی مردم را با حمایت عملی پاداش دهد.
فراخوان دولت: این لحظه تاریخی را دریابید
عبور موفق از این بحران، مستلزم یک تصمیم بزرگ سیاسی است: پایان دادن به سیاستهای مقطعی و آغاز برنامهریزی بلندمدت ملی.
دولت باید بداند که اگر همان ارادهای که صرف مقابله با تحریمها و تهدیدهای نظامی میشود، در راستای بازسازی نظام بهرهوری انرژی نیز به کار گرفته شود، ایران نه تنها از ناترازی خارج خواهد شد، بلکه میتواند به الگویی برای کشورهای در حال توسعه تبدیل شود؛ الگویی که نشان میدهد، چگونه یک ملت مقاوم، فشار دشمن را به نیروی پیشرفت بدل میکند.
امروز، کشوری که غنیترین منابع انرژی خاورمیانه را در اختیار دارد، بر آستانه یک انتخاب تاریخی ایستاده است. از دولت میخواهم این لحظه را جدی بگیرد. از ناترازی میتوان گذشت اما نه با وعده، با عمل امکان پذیر است.
محمد حیدری، کارشناس انرژی
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0